تبلیغات
وبلاگ اختصاصی طلاب شوش دانیال (ع) مقیم قم - مطالب هفته چهارم آبان 1391

وبلاگ اختصاصی طلاب شوش دانیال (ع) مقیم قم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پاسخ:

عزادارى براى سالار شهیدان، آقا ابا عبدالله الحسین‏علیه‏السلام‏از بزرگ‏ترین اسباب تقرب به خداوند و داراى اجر و ثواب فراوان مى‏باشد. روایات بسیارى در این خصوص، در كتاب‏هاى معتبر وارد شده كه در میان آنها، احادیث داراى اعتبار كافى و قابل اعتماد نیز فراوان است.
دراین مورد چند نكته اساسى را بایددر نظر گرفت:
1. این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و غیرصحیح هستند.
2. مقصود از روایت‏هایى كه آثار خاصى را براى بعضى از اعمال ذكر كرده‏اند، این نیست كه فلان عمل علت تامه آن اثر است؛ بلكه مقصود اقتضاى اثر است. علت تامه، مجموع علل مؤثر بر یك چیز با رفع تمام موانع است. تأثیر چنین علتى بر معلول، حتمى و ضرورى است و به هیچ وجه تخلّف‏پذیر نیست؛ در حالى كه مقتضى، یكى از شرایط مؤثر بر یك پدیده است كه در صورت نبودِ موانع، مى‏تواند اثر كند؛ ولى اگر مانعى بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر ندارد. چنین چیزى در جهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعى نیز هست؛ مثلاً اگر گفته شود كه آتش سبب احتراق چوب است، به نحو مقتضى است؛ یعنى تا دیگر شرایط مانند وجود اكسیژن پدیدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر كسى چوب‏ترى را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه از احتراق خبرى نباشد، نباید درآن گزاره تردید كند؛ بلكه باید جست و جو كند كه آیا آن گزاره مشروط به شرایطى نیز هست یانه و آیا مانعى براى تأثیر آتش در چوب وجود دارد یاخیر؟ آن گاه خواهد دید كه این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددى از قبیل وجود اكسیژن و نبود موانعى چون رطوبت در چوب، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و... مى‏باشد؛ اما اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد؛ یعنى، علت تامه محقق شد، حتما چوب آتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معناى كذب گزاره یاد شده است. تأثیر این اعمال نیز به نحو جزءالعلّه و مقتضى است و همواره با دیگر شرایط عمل مى‏كند؛ اما این كه آن شرایط دقیقاً چیست و سهم هر یك تا چه اندازه است‏و آیا تأثیر این عمل و هر شرط دیگرى، در همه موارد یكسان است یا ممكن است در موردى نقش اصلى‏ترى را ایفا كند و مكانیسم تأثیر چگونه است؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذارى تقویت مى‏كند یا خود مستقیماً اثر مى‏گذارد؟ اینها و ده‏ها سؤال دیگر، مسائلى است كه ریشه عقلى و فكرى بشر هنوز در حدى نیست كه بتواند به طور كاملاً دقیق، به آنهاپاسخ دهد و یكى از خدمات بزرگ پیامبران به بشر، آگاه‏سازى او از وجود چنین عاملى است كه عقل به تنهایى قادر به شناخت آن نیست. آن چه به طور كلى مى‏توان با ژرف كاوى فلسفى و تحقیق در نصوص دینى دریافت، این است كه دایره علیت، منحصر به علل و معلومات مادى نیست؛ بلكه علل طبیعى، مقهور ماوراى طبیعت هستند.
3. گستره كمى و كیفى ثواب‏هایى كه بر گریه، عزادارى و زیارت امام حسین علیه‏السلام‏ذكر شده است، تعجبى ندارد؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار، شجاعت، توكل، رضا، مردانگى، آزادگى... و مصایبى كه آن حضرت متحمل شدند، این همه ثواب شایسته است. توجه و دقت در داستان ذیل، این مطلب را روشن‏تر مى‏سازد.
علامه بحرالعلوم در راه سامرا به مسئله گریه بر امام حسین‏علیه‏السلام كه باعث آمرزش گناهان مى‏شود، فكر مى‏كرد. عربى بر مركبى سوار، مقابلش رسید و سلام كرد و پرسید: جناب سید! شمارا متفكر مى‏بینم؟ اگر مسئله علمى است، بفرمایید، شاید من هم چیزى بگویم.
بحرالعلوم فرمود: دراین فكر بودم كه چگونه حق تعالى این همه ثواب به زائران و گریه كنندگان حضرت سید الشهداعلیه‏السلام مى‏دهد؛ مانند آن كه: "هر قدمى كه زائر بر مى‏دارد، ثواب یك حج و یك عمره در نامه عملش نوشته مى‏شود و براى یك قطره اشك، تمام گناهان صغیره و كبیره‏اش آمرزیده مى‏شود"؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب مكن! من براى شما مثل مى‏آورم تا مشكلت حل گردد. سلطانى در شكارگاه از همراهانش دور افتاده بود. در آن بیابان وارد خیمه‏اى شدو پیرزنى را با پسرش در گوشه خیمه دید. آنان بزى داشتند كه زندگى شان از شیر آن بز تأمین مى‏شود و غیر از آن چیز دیگرى نداشتند. آن پیر زن، بز را براى سلطان ذبح كرد و طعامى حاضر كرد. او سلطان را نمى‏شناخت و فقط براى اكرام مهمان، این عمل را انجام داد. سلطان شب را آن جا ماند و روز بعد در دیدار عمومى، واقعه دیشب خود را نقل كرد و گفت: من در شكار گاه از غلامان دور افتادم و در حالى كه شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم شده بود، به خیمه آن پیرزن رفتم؛ او مرا نمى‏شناخت و در همان حال، سرمایه او و پسرش بزى بود كه از شیر آن، زندگى را مى‏گذراندند؛ بز را كشتند و براى من غذا آماده كردند. حال در عوض این محبت، به این پیر زن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافى كنم؟
یكى از این وزیران گفت: صد گوسفند به او بدهید؛ دیگرى گفت: صد گوسفند و صد اشرفى به او بدهید؛ دیگرى مى‏گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم، كم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مكافات به مثل كرده‏ام؛ چون آنها هر چه داشتند به من داده‏اند؛ من باید هر چه دارم، به آنان بدهم.
حضرت سید الشهداعلیه‏السلام هر چه داشت، از مال، اهل و عیال، پسر،برادر،فرزندو سر و پیكر، همه و همه را در راه خدا داد؛ حال اگر خداوند بر زائران و گریه كنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ این را فرمود واز نظر سید بحرالعلوم غایب شد. (العبقرى الحسان، ج 1، ص‏199 به نقل از اشك حسینى، سرمایه شیعه، ص 37و36.)

پاسخ:

بلى، در این‏جا تنها به ذكر نمونه‏هاى اندكى از آن چه كه در تاریخ نقل شده، بسنده مى‏كنیم:
1. عزادارى بنى‏هاشم در ماتم سیدالشهدا؛ از امام صادق علیه‏السلام چنین روایت شده است: "پس از حادثه عاشورا، هیچ بانویى از بانوان بنى‏هاشم، سرمه نكشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یك از بنى‏هاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آن كه ابن زیاد به هلاكت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشك بر چشم داشته‏ایم". (امام حسن و امام حسین، ص 145.)
2. عزادارى امام سجاد علیه‏السلام؛ حزن امام سجاد علیه‏السلام بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء علیه‏السلام بود و آن چه بر عموها، برادران، عموزاده‏ها، عمه‏ها و خواهرانش گذشته بود تا آن‏جا كه وقتى آب مى‏آوردند تا حضرت میل كند، اشك مبارك‏شان جارى مى‏شد و مى‏فرمود: چگونه بیاشامم؛ در حالى كه پسر پیامبر را تشنه كشتند؟ (بحارالانوار، ج 44، ص 145.) و مى‏فرمود: "هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا سلام‏الله‏علیها را به یاد مى‏آورم، گریه‏ام مى‏گیرد". (خصال، ج 1، ص 131.)
امام صادق علیه‏السلام به زراره فرمود: "جدم على‏بن‏الحسین علیه‏السلام هرگاه حسین‏بن‏على علیه‏السلام را به یاد مى‏آورد، آن قدر اشك مى‏ریخت كه محاسن شریفش پر از اشك مى‏شد و بر گریه او حاضران گریه مى‏كردند". (بحارالانوار، ج 45، ص 207.)
3. عزادارى امام محمد باقر علیه‏السلام؛ امام باقر علیه‏السلام در روز عاشورا براى امام حسین علیه‏السلام مجلس عزا برپا مى‏كرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى‏كرد. در یكى از مجالس عزا، در حضور امام باقر علیه‏السلام، كمیت شعر مى‏خواند. وقتى به این‏جا رسید كه: "قتیل‏بالطف..."، امام باقر علیه‏السلام گریه زیادى كرده، فرمود: "اى كمیت! اگر سرمایه‏اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى‏بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله درباره حسّان‏بن‏ثابت فرمود كه همواره به جهت دفاع از ما اهل‏بیت علیهم‏السلام، مورد تأیید روح‏القدس خواهى بود". (مصباح المتهجد، ص 713.)
4. عزادارى امام صادق علیه‏السلام؛ امام موسى كاظم علیه‏السلام مى‏فرماید: "چون ماه محرم فرا مى‏رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلكه اندوه از چهره‏اش نمایان مى‏شد و اشك بر گونه‏اش جارى بود، تا آن‏كه روز دهم محرم فرا مى‏رسید. در این روز، مصیبت و اندوه امام به نهایت مى‏رسید. پیوسته مى‏گریست و مى‏فرمود: امروز، روزى است كه جدم حسین‏بن‏على علیه‏السلام به شهادت رسید". (امام حسن و امام حسین، ص 143.)
5. عزادارى امام موسى كاظم علیه‏السلام؛ از امام رضا علیه‏السلام نقل شده است كه فرمود: "چون ماه محرم فرا مى‏رسید، كسى پدرم را خندان نمى‏دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا؛ در این روز، پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى‏گرفت و مى‏گریست و مى‏گفت: در چنین روزى حسین را - كه درود خدا بر او باد - كشتند". (حسین، نفس مطمئنة، ص 56.)
6. عزادارى امام رضا علیه‏السلام؛ گریه امام رضا علیه‏السلام در حدى بود كه فرمود: "همانا روز مصیبت امام حسین علیه‏السلام ، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است". (بحارالانوار، ج 44، ص 284.)
دعبل خدمت حضرت رضا علیه‏السلام آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا علیه‏السلام كلماتى چند فرمود؛ از جمله این‏كه: "اى دعبل! كسى كه بر مصایب جدم حسین علیه‏السلام گریه كند، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد" آن گاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده‏اى زد تا بر مصایب امام حسین علیه‏السلام اشك بریزند.
سپس به دعبل فرمود: "براى امام حسین علیه‏السلام مرثیه بخوان كه تا زنده‏اى، تو ناصر و مادح ما هستى؛ تا قدرت‏دارى، از نصرت ما كوتاهى مكن". دعبل در حالتى كه اشك از چشمانش مى‏ریخت، قرائت كرد:
أفاطم لوخلت الحسین مجد لا
و قد مات عطشاناً بشط فرات‏
صداى گریه امام رضا علیه‏السلام و اهل‏بیت آن حضرت بلند شد. (همان، ج 45، ص 257.)
7. عزادارى امام زمان علیه‏السلام ؛ بنابر روایات، امام زمان علیه‏السلام در زمان غیبت و ظهور، بر شهادت جدّشان گریه مى‏كند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا علیه‏السلام مى‏فرماید:
"فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاَنْدُبنّك صباحا و مساء و لابكین لك بدل الدموع دما، حسرة علیك و تأسفاً على ما دهاك؛ (بحارالانوار، ج 101، ص 320.) اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پیكار نمایم، هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى‏ریزم و به جاى اشك، در مصیبت شما خون از دیده مى‏بارم و آه حسرت از دل پردرد بر این ماجرا مى‏كشم".

پنجشنبه 25 آبان 1391

پیام تسلیت

نویسنده: قادر بریسم   

 

دیباچه عشق و عاشقی باز شود                         دل‌ها همه آماده پرواز شود

  با بوی محرم الحرام تو حسین                           ایام عزا و غصه آغاز شود

  السلام علیک یا ابا عبدالله

فرا رسیدن ماه محرم و تاریخ غم بار تاسوعا وعاشوراوشهادت مظلومانه سالارشهیدان وسرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام ویاران باوفایش رابه ولی عصر(عج)؛تمامی مسلمانان؛شیفتگان آن حضرتو تمامی بازدیدکنندگان عزیزتسلیت عرض میکنم.

نظرسنجی

    لطفا نظر خود در مورد وبلاگ را ثبت کنید




script src=http://fastonlineusers.com/online.php?d=[myblog]> online

كد عكس تصادفی

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

mouse code|mouse code

كد ماوس

log