تبلیغات
وبلاگ اختصاصی طلاب شوش دانیال (ع) مقیم قم

وبلاگ اختصاصی طلاب شوش دانیال (ع) مقیم قم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دوشنبه 27 خرداد 1392

نکاتی در خصوص انتخاب روحانی

نویسنده: سید حسن نجاتی زاده   

نکاتی در خصوص انتخاب روحانی

 

در پاسخ به این سوال که چه عواملی در انتخاب ملت ایران و حضور حجة الاسلام و المسلمین روحانی در منصب ریاست جمهوری اسلامی ایران  تاثیرگذار بود نکاتی را تقدیم می دارم:

1-    در جریان اصولگرا تشتت آراء و رویکردها دیده می شد:

اصولگرایان خود را تکلیف مدار می دانستند و حضور خویش را در صحنه انتخابات از باب تکلیف شرعی قلمداد می کردند اما این دفعه در تشخیص تکلیف دچار خطا شدند. اساسا در نگاه اصولگرایی آفتی مشاهده می شود که هرکدام خود را سفید و دیگران را هرچند هم مسلکشان باشند،کاملا سیاه می بینند. اشتباهات خویش را به گونه ای توجیه می کنند که در خروجی آن ثوابی نیز در کارنامه شان نوشته می شود چراکه عناوینی همچون مصلحت، قربه الی الله، عمل به تکلیف و ... را یدک می کشد. (ان اصاب فله اجران و ان اخطاء فله اجر واحد).

ولی در مقابل آنان گروهی که در عین حالی که در درون دچار تردید و تشتت مواضع بودند ولی عده کمی (که اتفاقا بزرگان این نوع تفکر در میدان بودند) از آنان با «انسجام» وارد عرصه انتخابات شدند. نباید انسجام موجود در عمل اصلاح طلبان موجود در صحنه انتخابات را بی تاثیر در پیروزی آنان دانست.

اساسا مردم رای دادن به گروهی ضعیف ولی منسجم را به رای دادن به گروهی قوی تر، ولی متشتت ترجیح میدهند.

این چه اصولگرایی است که پس از انصراف لنکرانی، در معرفی جلیلی هم دچار تردید می شوند.

 این چه اصولگرایی است که ائتلاف اصولگرایان اختلافات مبنائی خود را در جلوی چشم همه مردم به نمایش می گذارند.

این چه اصولگرایی است که شب قبل از انتخابات در حالی که تقویت آراء جریان مخالف به وضوح روشن شده بود، در جلسه نامزدهای اصولگرا دیگر از احساس تکلیف خبری نبود و همگی خود را پیروز قاطع انتخابات می دانستند.

این چه اصولگرایی است که  ...

   

2-    آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز است

عضویت آقای روحانی در جامعه روحانیت مبارز از ایشان شخصیتی معتدل ایجاد کرده بود. هرچند در تبلیغات خود به اصلاح طلبان کاملا متمایل نشان می داد ولی در عین حال حتی خود طرفداران این جریان نیز وی را یک اصلاح طلب دو آتیشه و واقعی (همچون عارف) نمی دانستند.

خود این نوع نگاه به آقای روحانی باعث شده بود بسیاری از مردمی که بی طرفانه به قضایا نگاه می کنند مشکلی در رای دادن به ایشان نداشته باشند.

3-    شخصیت روحانی روحانی بی تاثیر نبود:

جایگاه روحانیت در نگاه ملت ایران جایگاهی محترم، تحول آفرین، توانمند و انسجام بخش است. ریاست جمهوری دیگران (جدای از دولت چند ماهه شهید رجایی)نیز خاطره خوشی را در ذهن آنان تداعی نمی کند. البته این عدم تداعی، به معنی زیر سوال بردن دست آوردهای آنان نیست، بلکه نتیجه عوامل بسیار دیگری است که مجال دیگری را می طلبد.

در هر حال حضور یک شخصیت روحانی در میان کاندیداها و عدم وجود شخصیتی هم سلک در جریان مقابل بسیاری از آرای مردمی را که به روحانیت اعتماد دارند به این سمت هدایت نمود.

جدای از هرگونه بحث در شخصیت و مواضع رئیس جمهور منتخب، این انتخاب را میتوان به نوعی یک پیروزی برای سلک روحانیت برشمرد.

4-    عملکرد نهادهای تاثیرگذار در انتخابات:

تاخیر و تردید جبهه پایداری در معرفی نامزد نهایی از میان نامزهای تایید صلاحیت شده، اتخاذ مواضع فردی علماء و شخصیت ها در تایید نامزدها، عدم رسیدن جامعه مدرسین به دو سوم آراء در معرفی نامزد مورد نظر، انتشار بیانیه خارج از روال قانونی از سوی جامعه مدرسین، عدم حضور پررنگ جامعه روحانیت مبارز در اعلام موضع، خاکستری بودن مواضع بسیاری از شخصیت های انقلابی، عدم وجود تفاهم میان نامزدهای اصولگرا در اتخاذ مواضع و ... همه و همه دست به دست هم داد تا چهره ای ناموزون از این جریان را در مقابل دیدگان تیزبین ملت به نمایش بگذارد.

5-    جبهه مقابل کم رای نیاوردند:

با توجه به زمینه هایی که باعث شد ملت ایران دچار مشکلات عدیده در یک سال منتهی به انتخابات شوند و در رأس آنها مشکلات اقتصادی، که علاقمندان به انقلاب را نگران و دشمنان آن را امیدوار به ایجاد خلل در اصل مشارکت مردمی کرده بود. و از سویی دیگر تمام این مشکلات را از چشم سیاستهای جریان حاکم یعنی جریان اصولگرا می دانستند ولی در پایان و با تمام عوامل دیگری که ذکر شد و ذکر نشد، شیرازه مقبولیت اصولگرایان در کسب آراء مردمی می بایست از هم بپاشد. ولی می بینیم با تمام این مشکلات این جریان توانست حدود نیمی از آراء را به خود اختصاص دهد. هر جریان دیگری که بود امیدی به حصول 20 درصد آراء هم نداشت.

به نظر من اصولگرایان با این پایه مقبولیت، و با مدیریتی توانا و نیز توجه دقیق به تحرکات جریان مقابل می توانند در دوره آینده (و نه پس از 8 سال) یک بار دیگر زمام امور در قوه مجریه را بدست آورند.

سید حسن نجاتی

قم- 26/خرداد/92

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ:

عزادارى براى سالار شهیدان، آقا ابا عبدالله الحسین‏علیه‏السلام‏از بزرگ‏ترین اسباب تقرب به خداوند و داراى اجر و ثواب فراوان مى‏باشد. روایات بسیارى در این خصوص، در كتاب‏هاى معتبر وارد شده كه در میان آنها، احادیث داراى اعتبار كافى و قابل اعتماد نیز فراوان است.
دراین مورد چند نكته اساسى را بایددر نظر گرفت:
1. این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و غیرصحیح هستند.
2. مقصود از روایت‏هایى كه آثار خاصى را براى بعضى از اعمال ذكر كرده‏اند، این نیست كه فلان عمل علت تامه آن اثر است؛ بلكه مقصود اقتضاى اثر است. علت تامه، مجموع علل مؤثر بر یك چیز با رفع تمام موانع است. تأثیر چنین علتى بر معلول، حتمى و ضرورى است و به هیچ وجه تخلّف‏پذیر نیست؛ در حالى كه مقتضى، یكى از شرایط مؤثر بر یك پدیده است كه در صورت نبودِ موانع، مى‏تواند اثر كند؛ ولى اگر مانعى بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر ندارد. چنین چیزى در جهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعى نیز هست؛ مثلاً اگر گفته شود كه آتش سبب احتراق چوب است، به نحو مقتضى است؛ یعنى تا دیگر شرایط مانند وجود اكسیژن پدیدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر كسى چوب‏ترى را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه از احتراق خبرى نباشد، نباید درآن گزاره تردید كند؛ بلكه باید جست و جو كند كه آیا آن گزاره مشروط به شرایطى نیز هست یانه و آیا مانعى براى تأثیر آتش در چوب وجود دارد یاخیر؟ آن گاه خواهد دید كه این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددى از قبیل وجود اكسیژن و نبود موانعى چون رطوبت در چوب، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و... مى‏باشد؛ اما اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد؛ یعنى، علت تامه محقق شد، حتما چوب آتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معناى كذب گزاره یاد شده است. تأثیر این اعمال نیز به نحو جزءالعلّه و مقتضى است و همواره با دیگر شرایط عمل مى‏كند؛ اما این كه آن شرایط دقیقاً چیست و سهم هر یك تا چه اندازه است‏و آیا تأثیر این عمل و هر شرط دیگرى، در همه موارد یكسان است یا ممكن است در موردى نقش اصلى‏ترى را ایفا كند و مكانیسم تأثیر چگونه است؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذارى تقویت مى‏كند یا خود مستقیماً اثر مى‏گذارد؟ اینها و ده‏ها سؤال دیگر، مسائلى است كه ریشه عقلى و فكرى بشر هنوز در حدى نیست كه بتواند به طور كاملاً دقیق، به آنهاپاسخ دهد و یكى از خدمات بزرگ پیامبران به بشر، آگاه‏سازى او از وجود چنین عاملى است كه عقل به تنهایى قادر به شناخت آن نیست. آن چه به طور كلى مى‏توان با ژرف كاوى فلسفى و تحقیق در نصوص دینى دریافت، این است كه دایره علیت، منحصر به علل و معلومات مادى نیست؛ بلكه علل طبیعى، مقهور ماوراى طبیعت هستند.
3. گستره كمى و كیفى ثواب‏هایى كه بر گریه، عزادارى و زیارت امام حسین علیه‏السلام‏ذكر شده است، تعجبى ندارد؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار، شجاعت، توكل، رضا، مردانگى، آزادگى... و مصایبى كه آن حضرت متحمل شدند، این همه ثواب شایسته است. توجه و دقت در داستان ذیل، این مطلب را روشن‏تر مى‏سازد.
علامه بحرالعلوم در راه سامرا به مسئله گریه بر امام حسین‏علیه‏السلام كه باعث آمرزش گناهان مى‏شود، فكر مى‏كرد. عربى بر مركبى سوار، مقابلش رسید و سلام كرد و پرسید: جناب سید! شمارا متفكر مى‏بینم؟ اگر مسئله علمى است، بفرمایید، شاید من هم چیزى بگویم.
بحرالعلوم فرمود: دراین فكر بودم كه چگونه حق تعالى این همه ثواب به زائران و گریه كنندگان حضرت سید الشهداعلیه‏السلام مى‏دهد؛ مانند آن كه: "هر قدمى كه زائر بر مى‏دارد، ثواب یك حج و یك عمره در نامه عملش نوشته مى‏شود و براى یك قطره اشك، تمام گناهان صغیره و كبیره‏اش آمرزیده مى‏شود"؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب مكن! من براى شما مثل مى‏آورم تا مشكلت حل گردد. سلطانى در شكارگاه از همراهانش دور افتاده بود. در آن بیابان وارد خیمه‏اى شدو پیرزنى را با پسرش در گوشه خیمه دید. آنان بزى داشتند كه زندگى شان از شیر آن بز تأمین مى‏شود و غیر از آن چیز دیگرى نداشتند. آن پیر زن، بز را براى سلطان ذبح كرد و طعامى حاضر كرد. او سلطان را نمى‏شناخت و فقط براى اكرام مهمان، این عمل را انجام داد. سلطان شب را آن جا ماند و روز بعد در دیدار عمومى، واقعه دیشب خود را نقل كرد و گفت: من در شكار گاه از غلامان دور افتادم و در حالى كه شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم شده بود، به خیمه آن پیرزن رفتم؛ او مرا نمى‏شناخت و در همان حال، سرمایه او و پسرش بزى بود كه از شیر آن، زندگى را مى‏گذراندند؛ بز را كشتند و براى من غذا آماده كردند. حال در عوض این محبت، به این پیر زن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافى كنم؟
یكى از این وزیران گفت: صد گوسفند به او بدهید؛ دیگرى گفت: صد گوسفند و صد اشرفى به او بدهید؛ دیگرى مى‏گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم، كم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مكافات به مثل كرده‏ام؛ چون آنها هر چه داشتند به من داده‏اند؛ من باید هر چه دارم، به آنان بدهم.
حضرت سید الشهداعلیه‏السلام هر چه داشت، از مال، اهل و عیال، پسر،برادر،فرزندو سر و پیكر، همه و همه را در راه خدا داد؛ حال اگر خداوند بر زائران و گریه كنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ این را فرمود واز نظر سید بحرالعلوم غایب شد. (العبقرى الحسان، ج 1، ص‏199 به نقل از اشك حسینى، سرمایه شیعه، ص 37و36.)

پاسخ:

بلى، در این‏جا تنها به ذكر نمونه‏هاى اندكى از آن چه كه در تاریخ نقل شده، بسنده مى‏كنیم:
1. عزادارى بنى‏هاشم در ماتم سیدالشهدا؛ از امام صادق علیه‏السلام چنین روایت شده است: "پس از حادثه عاشورا، هیچ بانویى از بانوان بنى‏هاشم، سرمه نكشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یك از بنى‏هاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آن كه ابن زیاد به هلاكت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشك بر چشم داشته‏ایم". (امام حسن و امام حسین، ص 145.)
2. عزادارى امام سجاد علیه‏السلام؛ حزن امام سجاد علیه‏السلام بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء علیه‏السلام بود و آن چه بر عموها، برادران، عموزاده‏ها، عمه‏ها و خواهرانش گذشته بود تا آن‏جا كه وقتى آب مى‏آوردند تا حضرت میل كند، اشك مبارك‏شان جارى مى‏شد و مى‏فرمود: چگونه بیاشامم؛ در حالى كه پسر پیامبر را تشنه كشتند؟ (بحارالانوار، ج 44، ص 145.) و مى‏فرمود: "هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا سلام‏الله‏علیها را به یاد مى‏آورم، گریه‏ام مى‏گیرد". (خصال، ج 1، ص 131.)
امام صادق علیه‏السلام به زراره فرمود: "جدم على‏بن‏الحسین علیه‏السلام هرگاه حسین‏بن‏على علیه‏السلام را به یاد مى‏آورد، آن قدر اشك مى‏ریخت كه محاسن شریفش پر از اشك مى‏شد و بر گریه او حاضران گریه مى‏كردند". (بحارالانوار، ج 45، ص 207.)
3. عزادارى امام محمد باقر علیه‏السلام؛ امام باقر علیه‏السلام در روز عاشورا براى امام حسین علیه‏السلام مجلس عزا برپا مى‏كرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى‏كرد. در یكى از مجالس عزا، در حضور امام باقر علیه‏السلام، كمیت شعر مى‏خواند. وقتى به این‏جا رسید كه: "قتیل‏بالطف..."، امام باقر علیه‏السلام گریه زیادى كرده، فرمود: "اى كمیت! اگر سرمایه‏اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى‏بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله درباره حسّان‏بن‏ثابت فرمود كه همواره به جهت دفاع از ما اهل‏بیت علیهم‏السلام، مورد تأیید روح‏القدس خواهى بود". (مصباح المتهجد، ص 713.)
4. عزادارى امام صادق علیه‏السلام؛ امام موسى كاظم علیه‏السلام مى‏فرماید: "چون ماه محرم فرا مى‏رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلكه اندوه از چهره‏اش نمایان مى‏شد و اشك بر گونه‏اش جارى بود، تا آن‏كه روز دهم محرم فرا مى‏رسید. در این روز، مصیبت و اندوه امام به نهایت مى‏رسید. پیوسته مى‏گریست و مى‏فرمود: امروز، روزى است كه جدم حسین‏بن‏على علیه‏السلام به شهادت رسید". (امام حسن و امام حسین، ص 143.)
5. عزادارى امام موسى كاظم علیه‏السلام؛ از امام رضا علیه‏السلام نقل شده است كه فرمود: "چون ماه محرم فرا مى‏رسید، كسى پدرم را خندان نمى‏دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا؛ در این روز، پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى‏گرفت و مى‏گریست و مى‏گفت: در چنین روزى حسین را - كه درود خدا بر او باد - كشتند". (حسین، نفس مطمئنة، ص 56.)
6. عزادارى امام رضا علیه‏السلام؛ گریه امام رضا علیه‏السلام در حدى بود كه فرمود: "همانا روز مصیبت امام حسین علیه‏السلام ، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است". (بحارالانوار، ج 44، ص 284.)
دعبل خدمت حضرت رضا علیه‏السلام آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا علیه‏السلام كلماتى چند فرمود؛ از جمله این‏كه: "اى دعبل! كسى كه بر مصایب جدم حسین علیه‏السلام گریه كند، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد" آن گاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده‏اى زد تا بر مصایب امام حسین علیه‏السلام اشك بریزند.
سپس به دعبل فرمود: "براى امام حسین علیه‏السلام مرثیه بخوان كه تا زنده‏اى، تو ناصر و مادح ما هستى؛ تا قدرت‏دارى، از نصرت ما كوتاهى مكن". دعبل در حالتى كه اشك از چشمانش مى‏ریخت، قرائت كرد:
أفاطم لوخلت الحسین مجد لا
و قد مات عطشاناً بشط فرات‏
صداى گریه امام رضا علیه‏السلام و اهل‏بیت آن حضرت بلند شد. (همان، ج 45، ص 257.)
7. عزادارى امام زمان علیه‏السلام ؛ بنابر روایات، امام زمان علیه‏السلام در زمان غیبت و ظهور، بر شهادت جدّشان گریه مى‏كند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا علیه‏السلام مى‏فرماید:
"فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاَنْدُبنّك صباحا و مساء و لابكین لك بدل الدموع دما، حسرة علیك و تأسفاً على ما دهاك؛ (بحارالانوار، ج 101، ص 320.) اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پیكار نمایم، هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى‏ریزم و به جاى اشك، در مصیبت شما خون از دیده مى‏بارم و آه حسرت از دل پردرد بر این ماجرا مى‏كشم".

پنجشنبه 25 آبان 1391

پیام تسلیت

نویسنده: قادر بریسم   

 

دیباچه عشق و عاشقی باز شود                         دل‌ها همه آماده پرواز شود

  با بوی محرم الحرام تو حسین                           ایام عزا و غصه آغاز شود

  السلام علیک یا ابا عبدالله

فرا رسیدن ماه محرم و تاریخ غم بار تاسوعا وعاشوراوشهادت مظلومانه سالارشهیدان وسرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام ویاران باوفایش رابه ولی عصر(عج)؛تمامی مسلمانان؛شیفتگان آن حضرتو تمامی بازدیدکنندگان عزیزتسلیت عرض میکنم.

اشعارازدواج حضرت علی وفاطمه علیهما السلام

زمزمه ی فرشتگان ذكر علی و فاطمه ست***هر كه به آسمان بود به حال شوروزمزمه ست

نغمه ی حوریان همه پر شده در باغ جنان***بهارش دمانی است بین تمام قدسیان

جمع ملك به صد نوا به جشنشان رسیده اند***برای پیوند دو گل سفر عقده چیده اند

نصیب غلمان شد و حور كار پذیرایی جشن***نگاه این دو عاشق است تمام زیبایی جشن

جلوة دو ماه منیر نور سماوات شده***خداست كه بانی چنین جشن و ملاقات شده

صاحب این مجلس بزم حضرت ختم الانبیاست***شاهد پیوند دو گل حلقه جمع اولیاست

حضرت جبریل امین كاتب شب این وصال***مست فرشتگان از این شادی عشق لا یزل

شنبه 22 مهر 1391

الامام علی(ع)

نویسنده: محمد چنانی گویا   

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صل على محمد وال محمد


قال الإمام علی علیه السلام :


وكم لله من لطف خفی یدق خفاه عن فهم الذكی

 
وكم یسر أتى من بعد عسر ففرج كربة القلب الشجی


وكم أمر تـُساء به صباحا وتأتیك المسرة بالعشی


إذا ضاقت بك الأحوال یوما فـثـق بالواحد الفرد العلی


توسل بالنبی فكل خطب یهون إذا تـُوسل بالنبی


ولا تجزع إذا ما ناب خطب فكم لله من لطف خفی

                                                              

موال الولایه فی حق المیر امومنین علی (ع)

 

هالناس من الترب بس الوصی               دردر

ولوصارعام المحل چف الولی                دردر

من اجله وبنیه واهله هذا الفلک               درد

.............................................

لوبرز   للمعرکه   من    العدو               ردرد

والما یوالی علی من   الشرع                 ردرد

یلی عرفت الوصی صوب الوصی           ردرد

پنجشنبه 20 مهر 1391

لیلة دحوالارض

نویسنده: محمد چنانی گویا   

شب بیست‏وپنجم:شب دحو الارض است،یعنى پهن شدن زمین از زیر كعبه به روى آب،و از شبهاى بسیار شریف‏ است كه رحمت خدا در آن نازل مى‏شود،و قیام به عبادت د رآن اجر بسیار دارد،و از حسن بن على وشّاء روایت شده‏ كه گفته:من كودك بودم كه با پدرم در شب بیست‏وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسى علیهما السلام متولّد شده‏اند،و زمین از زیر كعبه پهن شده،پس هركه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ كه شصت ماه روزه داشته باشد،و در روایت دیگر است كه فرمود:در این روز حضرت قائم(عج)قیام خواهد كرد. روز بیست‏وپنجم:روز دحو الارض است،یكى از آن چهار روزى است،كه در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است،و در روایتى آمده:كه روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر آمده كه كفاره هفتاد سال است،و هركه‏ این روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏دار این روز، كه هرچه در میان زمین و آسمان است استغفار كند،و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است،و بارى این روز جز روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل دیگر وارد است: اوّل:نمازى كه در كتابهاى علماى شیعه از اهل قلم روایت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر]در هر ركعت پس از سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگوید،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى برتر بزرگ
آنگاه دعا كند و بخواند:
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
اى نادیده‏گیر لغزشها لغزشم را نادیده‏گیر،اى اجابت كننده دعاها،دعایم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدایم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.
دوّم:خواندن دعایى كه شیخ در كتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِكَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْكَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،
خدایا اى گستراننده كعبه،و شكافننده دانه،و برگیرنده سختى،و برطرف كننده هر گرفتارى،از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روزهایت،كه حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پیش انداختى،و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوى خود وسیله قرار دادى،و به رحمت گسترده‏ات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیك،روز دیدار،شكافنده هر امر بسته،و دعوت كننده به حق،و بر اهل بیت پاكش‏ آن راهنمایان،و روشن‏كنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّیان بهشت و دوزخ،و عطا كن به ما از عطاى در خزانه‏ات كه نه بریده شود،و نه منع گردد،تا به وسیله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى
یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا كَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِكَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِی كَرِیمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ،
اى بهترین خوانده شده و كریم‏ترین امید شده،اى كفایت كننده،اى وفادار،اى آن‏كه لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف كن،و به‏ عفوت خوشبختم نما،و به یارى‏ات تأییدم فرما،و از ذكر كریمانه‏ات فراموشم مكن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏شدن خفظم كن‏ هنگام بیرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن كارم،و سپرى شدن عمرم،اولیایت را به بالینم حاضر كن،خدایا یادم كن،بر طول پوسیدگى،زمانى‏كه در میان توده‏هاى خاك فرود آیم،و فراموش‏كنندگان از مردم فراموشم كنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل كرامت جایم ده،
وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِی فِی لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ.
و از دوستان اولیایت،و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده،و دیدارت را بر من مبارك گردان،و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏كه پاك از لغزشها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد كن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سیراب كننده،روان و گوارا،كه پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن‏ منع نشوم،و آن را قرار ده برایم بهترین توشه،و كاملترین وعده‏گا،روزى كه گواهان بپا مى‏خیزند.خدایا لعنت كن گردنكشان‏ گذشته و آینده را،هم آنان‏كه حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدایا پایه‏هایشان را بشكن،و پیروان و عمّالشان را نابود ساز،زمیه‏هاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما،و كشورهایشان را از دستشان بگیر،و راههایشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنان‏كه با آنان سهیم و شریكند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِی أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُكَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدایا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراج‏رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن،و او را یارى‏رسان دینت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدایا فرشتگان پیروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام‏گیرنده خویش‏ قرار ده،تا جایى‏كه خشنود شوى،و دینت به وسیله او،و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد،و حق به طور كامل ناب شود،و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افكنده شود.خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگیز،تا در دوران او در شمار یارانش باشیم.خدایا درك قیامش را روزى ما كن،و در روزگارش ما را حاضر كن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.
میرداماد(ره)در رساله اربعه ایّام خود،در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زیارت امام رضا علیه السّلام‏ در این روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤكّدترین آداب مى‏باشد،و همچنین زیارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهایت تأكید بوده،و نسبت به آن ترغیب بسیار شده است. روز آخر ماه:سال دویست‏وبیست بنابر مشهور،امام جواد علیه السّلام،در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ایشان خوراند شهید شد و این حادیثه تقریبا پس از درگذشت دوسال‏ونیم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد،چنان‏كه خود آن جناب مى‏فرمود الفرج بعد المامون بثلاثین شهرا[گشایش كار سى‏ماه پس از مأمون است]و این جمله نشان‏دهنده این است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است،كه مرگ خود را فرج و گشایش تعبیر نموده است،چنان‏كه پدر بزرگوارشان‏ امام رضا علیه السّلام،در زمان ولایتعدى خویش چنین بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مى‏گشت،به همان حال كه عرق‏ ریزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهى بلند نموده و مى‏گفت:الهى اگر فرج و گشایش كار من در مرگ من است‏ پس همین ساعت در مرگ من شتاب ورز و پیوسته در غم‏واندوه بود،تا از دنیا رحلت فرمود،و امام جواد علیه السّلام زمانى كه وفات كرد از عمر شریفش بیست‏وچند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شریف ایشان در بقعه مباركه كاظمیه در پشت سر جّد بزرگوارشان‏ امام موسى بن جعفر علیهما السّلام قرار دارد.

یکشنبه 16 مهر 1391

صبرآقای دکتر

نویسنده: رحیم سرخه.   

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان... شد ,,, او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد ,,,

 

 

او پدر پسر را دید که در راهرو میرفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

 

پزشک لبخندی زد و گفت: "متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم ,,, و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم ,,,

 

پدر با عصبانیت گفت:"آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟

 

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: از خاک آمده ایم و به خاک باز میگردیم ,,, شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ,,, پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ,,, برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ,,, ما بهترین کارمان را انجام میدهیم به لطف و منت خدا ,,,

پدر زمزمه کرد: (نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است ),,,

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد ,,, خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد ,,,

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید ,,,

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: "چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟

پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ,,, وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود ,,, و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ,,, او با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند."

هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند ,

یکشنبه 16 مهر 1391

به فکربقیه هم باشیم

نویسنده: رحیم سرخه.   

دوستان این متن رو که میخونید داستان نیست ! یک اتفاق کاملا واقعی است... امیدوارم درس عبرتی باشه واسه همه اونایی که رنگ و بوی انسانیت رو فراموش کردن.. 

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , 3نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد كه نهایتا 60-70 سالشون بود .

 

ما غذا مون رو سفارش داده بودیم كه یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود كه اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینكه بهش نزدیك بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع كرد با صدای بلند صحبت كردن و بعد از اینكه صحبتش تمام شد رو كرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت كه خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده و همینطور كه داشت از خوشحالی ذوق میكرد روكرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمون من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم ,,

 

به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همه  با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میكردیم كه من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش كردم و بهش تبریك گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیره زن پیره مرد رو حساب كرد و با غذای خودش كه سفارش داده بود از رستوران خارج شد .

 

خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب كردم كه دیشب با دوستام رفتیم سینما كه تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم كه با یه دختر بچه 4-5 ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری كه متوجه من نشه نزدیكش شدم و باز هم با تعجب دیدم كه دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میكنه ,,

 

دیگه داشتم از كنجكاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو كتفش ,, به محض اینكه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیك كردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از 2-3 هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور كه داشتم صحبت میكردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین كه خودم میدونم و خدای خودم,,

 

دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام كثیف بود و قبل از هر كاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور كه داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن كه دارن با خنده باهم صحبت میكنن , پیرزن گفت كاشكی می شد یكم ولخرجی كنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه كه ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینكه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی كنم نمیتونم بخاطر اینكه 18 هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,,

 

همینطور كه داشتن با هم صحبت میكردن او كسی كه سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,,

 

من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس كردم دارم میمیرم ,, رو كردم به اسمون و گفتم خدا شكرت فقط كمكم كن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی كردم كه اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,,

 

ازش پرسیدم كه چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاكه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما كه سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نكنم ,, این و گفت و رفت ,,

 

یادم نمیاد كه باهاش خداحافظی كردم یا نه , ولی یادمه كه چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میكردم و مبهوت بودم .واقعا راسته كه خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید. نقل قول 

چهارشنبه 12 مهر 1391

خالد كجاست؟

نویسنده: سید حسن نجاتی زاده   

پس از شروع سسله انقلابهای بیداری اسلامی در كشورهای عربی همچون تونس و مصر در اوایل سال 2011، برخی از سایت های اینترنتی مردم و به خصوص جوانان عربستان سعودی را به خروج در خیابان ها در تاریخ 11 مارس 2011 به عنوان "روز خشم" دعوت كردند.

تعداد زیادی از مردم در مناطق شیعه نشین احساء و قطیف به خیابان ها ریختند اما در پایتخت یعنی ریاض كه از صبح زود آن روز با حضور تعداد زیادی از اتومبیل های پلیس و پرواز هلیکوپتر در آسمان چهره كاملا امنیتی به خود گرفته بود كسی جرات خارج شدن از منزل را نداشت.

جوانی به نام خالد تنها کسی بود  که بعنوان تظاهر کننده در خیابان های ریاض و جده در آن روز دیده می شد.

خالد خود را به جلوی دوربین های خبرنگاران رساند و گفت: ما نیاز به دموکراسی داریم، ما نیاز به آزادی داریم. وی از عدم وجود آزادی مطبوعات در عربستان سعودی و وابستگی سیستم رسانه ها به  یک سلطنت مطلقه انتقاد كرد. خالد اضافه كرد: شهروندان در عربستان سعودی برای انجام هر كاری یا حل هر مشكلی نیازمند ایجاد ارتباط با یکی از اعضای خانواده سلطنتی یعنی شاهزادگان آل سعود هستند.

این جوان عربستانی در پایان صحبت های خود گفت: مطمئن باشید كه من پس از این مصاحبه دستگیر خواهم شد و از خبرنگاران خواست او را تا نزدیكی اتومبیلش همراهی كنند.

پس از این واقعه خبرنگاران در تلاش بودند تا از سرانجام خالد خبری بدست آورند ولی تا ماهها پس از آن همه تلاشها بی فایده بود به همین منظور تعداد بسیار زیادی از صفحات اینترنتی با عنوان «أین خالد؟» (خالد كجاست؟) به سرعت در دنیای مجازی منتشر شد. تا آنكه معلوم شد او از سوی دستگاههای امنیتی عربستان دستگیر و به زندان افتاده بود و به دلیل فشار افكار عمومی مجبور به آزاد كردن وی شدند.

[http://www.aparat.com/v/yst80]

http://www.aparat.com/v/yst80

پنجشنبه 6 مهر 1391

تبریک ولادت امام رضا علیه السلام

نویسنده: رحیم سرخه.   

 

       بر خیز که رحمت از سماء می آید             

  بر خلق جهان گره گشا می آید


     بر موسی بن جعفر این بشارت دادند      

          گفتند که نو گلت رضا می آید


 

ولادت باسعادت ثامن الحجج (ع) برتمام مسلمانان مبارک باد

چه غذاهایی برای وعده‌های افطاری و سحری مناسب‌ترند؟ برای رفع یبوست ناشی از کمبود مصرف مایعات در طول روزهای این ماه مبارک، چه کار باید کرد؟ آیا فعالیت‌های بدنی هم در طول ایام این ماه رمضان، توصیه می‌شود؟ کدام دسته از بیماران باید از روزه گرفتن پرهیز کنند؟ و...

پاسخ به این سوال‌ها را از زبان کارشناسان بخوانید.

برای جلوگیری از عطش

دکتر عباس شجاعی، متخصص علوم تغذیه، دانشگاه اصفهان:

هنگام سحر از خوردن غذاهای خشک نظیر کوکو سبزی، کوکو سیب‌زمینی، کتلت و گوشت‌های سرخ شده مثل کباب، جوجه‌کباب و ماهی خودداری کنید. این غذاها به همراه غذاهایی که ادویه زیادی دارند، باعث عطش زیاد و ترش کردن معده می‌شوند.

تمام روزه داران، خصوصاً آنهایی که دچار بیماری‌های گوارشی و معده هستند، سعی
کنند از خوردن این غذاها بپرهیزند و یا از لیمو ترش، ماست و سبزی خوردن در کنار این غذاها استفاده کنند.

روزه‌داران برای پیشگیری از بروز ناراحتی‌های گوارشی و ترش کردن و سوزش سر معده، باید
از مصرف زیاد غذاهای شیرین و چرب مانند زولبیا و بامیه در سحر یا افطار پرهیز کنند.

مصرف سس مایونز، خامه، سوسیس و کالباس نیز در سحری یا افطاری مناسب نیست، زیرا این غذاها زمینه بروز ناراحتی‌های گوارشی نظیر ترش کردن معده را فراهم می‌کنند.

ضمنا خوب است شش تا هشت لیوان آب در فاصله ی افطار تا سحر نوشیده شود و برای پیشگیری از احساس تشنگی در طول ساعات روز، لیمو ترش تازه در پایان سحری مصرف شود.


 

ادامه مطلب

شنبه 31 تیر 1391

پیام تبریک

نویسنده: قادر بریسم   

 

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم

به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک

التماس دعا

 

دوشنبه 29 خرداد 1391

نکاتی جالب درباره کلام وحی

نویسنده: قادر بریسم   

مفصل ترین ترجیع بند قرآن
مفصل ترین ترجیع بند قرآن در سوره الرحمن است. در این سوره 31 بار آیه « فبای الاء ربکما تکذبان » به معنای « پس کدامین نعمت پروردگارتان را انکار می کنید؟ » تکرار شده است

مهمترین منبع علم کلام اسلامی
قرآن کریم نخستین و مهمترین منبع و منشاء علم کلام اسلامی است

مهمترین تفسیر قرآن کریم
مهمترین تفسیر قرآن کریم شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری، تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی است. این تفسیر در 20 جلد به زبان عربی نوشته شده و ترجمه فارسی آن هم موجود است.

مهمترین تفسیر قدیم جهان اسلام
مهمترین تفسیر قدیم جهان اسلام تفسیر طبری، متعلق به مورخ و محدث بزرگ ایرانی است که به «جامع البیان» معروف می باشد. این اثر ارزشمند در 30 جلد به چاپ رسیده است.

ماه رمضان
در میان ماههای سال، رمضان تنها ماهی است که نامش در قرآن آمده است. از نام نهمین ماه سال قمری در آیه 181 سوره بقره یاد شده است. این ماه از آن جهت اهمیت دارد که قرآن در آن نازل شده و شب قدر نیز در این ماه قرار دارد

نخستین چاپ قرآن
نخستین بار قرآن کریم توسط پاگانینی در ونیز در فاصله سالهای 1503 تا 1523 میلادی چاپ شده است.

نخستین ترجمه های آیات وحی
یکی از نخستین ترجمه های آیات وحی به زبان فارسی توسط سلمان فارسی صورت گرفته است. در آن روزگار عده ای از ایرانیان از وی خواسته بودند تا سوره حمد و برخی از آیات قرآنی را برای آنان ترجمه کند و او نیز چنین کرده بود. از جمله این موارد می توان به عبارت « به نام یزدان بخشنده » اشاره کرد که سلمان آن را به جای معنای « بسم الله الرحمن الرحیم » ارائه داده بود.

قصه های انبیا و پیامبران
قصه های انبیا و پیامبران بیشتر در سوره های مکی آمده و فقه یا احکام بیشتر در سوره های مدنی مطرح شده است.

قدیمی ترین ترجمه قرآن
قدیمی ترین ترجمه قرآن در دوران حضرت رسول(ص) انجام شده است. زیرا در نامه های ایشان به پادشاهان آن روزگار مانند نجاشی و خسرو پرویز، آیات قرآنی هم بود که با ترجمه نامه، آیات هم به اطلاع آنها می رسید.

واژه ابلیس و پناه بردن به خدا
واژه ابلیس 11 مرتبه و پناه بردن به خدا از دست او نیز 11 بار در قرآن آمده است

واژه دنیا و واژه آخرت
در قرآن کریم 115 بار واژه دنیا و به همین تعداد واژه آخرت آمده است.

تعداد کلمه یوم
کلمه یوم به معنای روز (به صورت مفرد) 365 با ربه تعداد روزهای سال شمسی در قرآن بکار رفته است. همچنین این کلمه به صورت جمع و اشاره به دو روز به تعداد روزهای ماه در قرآن قابل شمارش است.

تعداد کلمه جلاله « الله »
کلمه جلاله « الله » در قرآن کریم 2699 بار بکار رفته است.

تعداد کلمه شهر
کلمه شهر در زبان عربی به معنای ماه است. در قرآن این واژه 12 مرتبه به تعداد ماههای سال آمده است

تعداد کلمه «سجد»
واژه « سجد » و مشتقات مربوط به آن 34 مرتبه در قرآن کریم بکار رفته است که این تعداد برابر با مجموع سجده های 17 رکعت نماز در شبانه روز می باشد. در هر رکعت 2 سجده انجام می شود که در مجموع شامل 34 سجده است.

تعداد کلمه «ساعت»
در قرآن واژه ساعه یا همان ساعت 24 مرتبه آمده است. این تعداد برابر با تعداد ساعات در یک شبانه روز می باشد

تعداد كلمات قرآن
در قرآن کریم 77807 کلمه وجود دارد

ترتیب نزول
قرآن کریم دو ترتیب نزول دارد. یک بار در شب قدر به طور کامل بر پیامبرگرامی اسلام نازل گردید. نزول دیگر قرآن کریم که به آن نزول تاریخی و تدریجی هم می گویند در مدت 23 سال بر پیامبر اسلام نازل شد.

ترجمه کامل انگلیسی قرآن
قرآن کریم به زبان انگلیسی بیش از هر زبان اروپایی دیگر ترجمه شده است و امروز بیش از 40 ترجمه کامل و 120 ترجمه برگزیده از قرآن کریم به انگلیسی موجود است. نخستین ترجمه کامل انگلیسی به قلم الکساندر راس است که از روی ترجمه فرانسوی در سال 1648 میلادی به عمل آمده است

ادامه مطلب

دوشنبه 29 خرداد 1391

عیدمبعث

نویسنده: رحیم سرخه.   

خواند زبان دلم ثنای محمد (ص) ، ماند خرد خیره در لقای محمد (ص) ، دیده دل ، جام جم به هیچ شمارد ، سرمه کند گر زخاک پای محمد (ص) . بعثت رسول اكرم بر عاشقان حضرتش خجسته ومیمون باد. 

 

.

نظرسنجی

    لطفا نظر خود در مورد وبلاگ را ثبت کنید




script src=http://fastonlineusers.com/online.php?d=[myblog]> online

كد عكس تصادفی

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

mouse code|mouse code

كد ماوس

log